تبليغاتX
خیلی خسته ام،باورم كن،دنيا زندونه برام
اگه صدامو ميشنوي

بنام خدا و سلام

 

اگه صدامو ميشنوي بدون دلم تنگه برات

 

++++++++++++++++++

 

ديشب دوباره از كوچه ي تنگ و تاريك خاطره ها قدم زدم

 

دوباره يادت اومد تو ذهن من پيش خدا از اسم تو دم زدم

 

دوباره يادم اومد اون لحظه هاي بي كسيم با تو بودم

 

زير بارون و ترانه اي كه براي عشق تو سرودم

 

اگه صدامو ميشنوي بدون دلم تنگه برات

 

بگو توهم هرشب به ياد من باروني ميشه گونه هات

 

بگوهنوز منم مث تو طاقت دوري رو ندارم

 

بگو هنوزم شاخه هاي گل تو رو به ياد من ميارن

 

آه

 

تقديم به دل پاك همه عاشقان خدايي

 

يا علي مدد

 

 

 

 

size="2" color="#FFFFFF">

نوشته شده توسط سپیده مشکی پوش در یکشنبه نوزدهم آذر 1385 و ساعت 14:34
قول میدم . . . . . . . . .

 

بنام خدا و سلام

قول ميدم وقتي كه نيستي عكستو بغل نگيرم

قول ميدم روزي هزار بار واسه ي اشكات نميرم

قول ميدم وقتي كه نيستي پاي عشق تو نسوزم

قول ميدم كه در انتظارت چشمامو به در ندوزم

ميدوني كه خيلي خستم ميدوني دلم گرفته

ميدوني دوريت عذابه ميدوني گريه م گرفته

ميدونم همه اينا يه درد نيست ميدونم وقتي كه رفته

ميـــــدونـــم .... ميـــدونـــــم

هميشه تو مهربوني واس اين قلب شكسته

واس اين حس غريبم كه فقط دل به تو بسته

بيا برگرد آخه قلبم تو رو از خونه نرونده

ديگه از آخر قصه حتي يه لحظه نمونده

حتي يه لحظه نمــــــــــــــــــــونده . . .

 

 عاشق بمونید

یا علی مدد

به وب زیر هم یه سری بزنید

 

www.OnlySadeghi.coo.ir

 

 

 

size="2" color="#FFFFFF">

نوشته شده توسط سپیده مشکی پوش در سه شنبه چهاردهم آذر 1385 و ساعت 19:31
دق میکنی اگه بگم . . .

بنام خدا و سلام

كُپ ميكني اگه بگم ، تو عاشقي پيچوندمت

 

دق ميكني اگه بگم برو ، ميخوام نبينمت

 

برو ديگه پيشم نيا ، دست تو رو شده برام

 

نه ديگه نه هيچكسو ، حتي تو خواب هم نميخوام

 

آخرشم يك شبي ، فكر نكني دوستت دارم

 

آخرشم تو باختي و من كه خيالي ندارم

 

گريه حرومه واسه تو ، آخ چقدر ساده بودم

 

من كه به اون چشماي تو، يه عمري دلباخته بودم

 

ارزش نفرين نداري لياقتِ با من بودن

 

دق ميكني اگه بگم خيلي ها مث تو بودن

 

هركي زد و رفت و شكست ، يه روز تلافي ميكنم

 

مث يه بختك هميشه ، تو رو رها نميكنم

 

حيف اونهمه محبّتام كه روز و شب دادم بهت

 

طاقت دوري نداري ، خوشی زده زير دلت

 

دق ميكنم اگه بگم

 

توي عاشقي پيچوندمت

 

دق ميكني اگه بگم

 

ديگه تو رو نميخوامت

 

 

 عاشقی با خدا بمونید

یا علـــــــــــــی

size="2" color="#FFFFFF">

نوشته شده توسط سپیده مشکی پوش در یکشنبه دوازدهم آذر 1385 و ساعت 12:38
نفرین

بنام خدا و سلام

آهاي تو كه فكر ميكني خيلي دلم تنگه برات

 

آهاي تو كه دوست نداري سر بذارم رو شونه هات

 

آهاي تو كه میگی به من به پام بسوز باهام بساز

 

حالا اگه ميخواي بري راه بازه جاده دراز

 

نفرين كني يا نكني فرقي واسش نداره

 

هر كي كه يار اون باشه ميره تنهاش ميذاره

 

برو كه فكر رفتنت آتيش به جونم ميزنه

 

يه حس و يه خاطره هر شب به من سر ميزنه

 

يادته وقت رفتنت واسم پيغوم گذاشتي

 

گفتي كنار من بودي اما دوستم نداشتي

 

منتظرم اون روز بياد كه دستمو بگيري

 

توي چشمام نگاه كني جون بكني بميري

 

الهي لحظه هاي خوش تو زندگيت نباشه

 

الهي بهترين رفيق ازت جدا شه

 

آخــــــه دلـــــمو شكونده

 

الهي نفريناي من دامنتو بگيره

 

عزيزترين كست جلوت پرپر بشه بميره

 

لياقتمو نداشته بذارتنها بميره

 

بذار بره بميره

  

 

عاشق باشید و پایدار

 

یا علی مدد

size="2" color="#FFFFFF">

نوشته شده توسط سپیده مشکی پوش در جمعه دهم آذر 1385 و ساعت 21:9
يكي بود يكي نبود ...............................

 

بنام خدا و سلام

یه عهدی بود میونمون اما حالا یه خاطره ست

از تو فقط مونده برام یه خاطره همین و بس

خودت نگفتی که میری امّا نگاهت رفتني بود

هر چي ميگفتم كه نرو بهونه هات تكراري بود

هر جا ميرم ياد چشات تو قاب چشماي منه

صدات ميياد امّا خودت نيستي دلم پر از غمه

ديگه دلت اينجا نيست يادت ولي پيش منه

تو نيستي و شب گريه ها در به دري كار منه

اگه صدامو ميشنوي بدون يكي دوستت داره

يكي كه چشماش هديه ست

اگه صدامو ميشنوي بدون يكي منتظره

نشسته پشت پنجره . . . .

------------------------------------------

يا علــــــــــــــــــي  

size="2" color="#FFFFFF">

نوشته شده توسط سپیده مشکی پوش در پنجشنبه نهم آذر 1385 و ساعت 19:43
رضا رو به خاطر خودش و قلب پاكش دوست داشته باشيم ... نه به خاطر ......

بنام خدا و سلام

دوستان یک مسئله مهم پیش اومده که دوست داشتم به صورت یک پست توی

وبلاگ بذارم ... منتظر نظرات شما هم هستم !!!

دوستان عزیز که جمعیت بیشترشون هم از خانومها هستند یک سری تقاضاهایی رو

مطرح میکنند که به نظر بنده به دور از فکر و از روی احساس هستش که برام خیلی

هم مهم و هم سخته . . .

نمیدونم چرا اینقدر توقعات دوستان زیاد شده و چرا اینقدر رضا صادقی رو نسبت به

خودشون بدهکار میدونن ... من شخص خاصی رو مد نظر ندارم ولی از دور و نزدیک

چیزایی شنیدم که دوست داشتم این پست رو توی وبلاگ بذارم .

دوستان نازنینم ما همه رضا دوست داریم و برای ایشون هم احترام قائل هستیم

ولی این دلیل نمیشه چون ما ایشون رو دوست داریم و یا اینکه یه وبلاگ و سایت و ... رو

بر پا کردیم توقع داشته باشیم آقای صادقی شخصا خودشون بیان و توی سایت و وبلاگ دوستان

تشکر کنن و ازشون ممنون باشند ... نه .... این چیزا نیست

اگه دوستشون دارید خب واسه دلتون باشه ... به خدا رضا اگه وقت داشته باشه به همه یکی یکی

سر میزنه و ازشون شخصا تشکر میکنه ولی بابا جون من ، ايشون نميتونن ، شما كه

دم از هواداري ميزنيد دركشون كنيد ..............

يا خانومها كه در درجه بدتري تشريف دارند و توقع دارند آقاي صادقي بيان و ۴ تا كلمه

عاشقانه و محبت آميز بهشون تقديم كنن و يا بدتر با ايشون ........ بهتره نگم كه واقعا نميخوام

اين حرفا رو بگم ..... عزيزان من آقاي صادقي اينقدر مشغله كاري و فكري دارند كه ديگه به من

و شما نرسه .... و يك چيز بسيار مهم :

اگه رضا صادقي يك آدم معمولي بود و با همين وضعيت جسماني بازهم دوست داشتيد

با ايشون همون رابطه ها رو داشته باشيد ؟ به خدا نه ، نميخواستيد

پس دوستان بدونن زندگي با شهرت آدم يك احساس عاشقانه نيست يك نوع كمبود و احساس

حقارته ............. نميخواستم اينا رو بگم ولي ........ شرمنده

اي كاش اون احساس و وجود پاك رضا رو درك ميكرديد و ميفهميد رضا صادقي

چه خواننده باشه و چه آدم معمولي بهترين مرد و انسانه ... كه اينو به جرات ميگم و بهش

ايمان دارم ........ يك آدم پاك و بي آلايش

زندگي با اسم و شهرت آدم پايان خوشي نخواهد داشت .

يا علي مدد

يه مشكي پوش

size="2" color="#FFFFFF">

نوشته شده توسط سپیده مشکی پوش در جمعه سوم آذر 1385 و ساعت 12:19
آخرین و آخرین پست و همون حرفای تکراری

بنام خداوند بخشنده و مهربان

سلام به همه دوستان مشکی و بازدیدکنندگان عزیز

اوّل از همه خواستم در خصوص شایعات اخیری که برای آقای صادقی ساختند توضیحاتی

کوتاه رو عرض کنم . شایعات معمولا برای کسانی ساخته میشود که از محبوبیت و شخصیت

مثبتی برخوردار هستند که نمیدونم بگم خوشبختانه یا بدبختانه آقا رضای ما هم از همون آدمای

خوب روزگاره که باید هم پشت سرش یه مقدار شایعه باشه ..... به هر حال ..... بگذریم

دوستان عزیزی که اطلاعات دقیقی از وضعیت جسمانی آقای صادقی ندارند و دنبال حرفای بیهوده

برخی از انسانهای دهن بین قرار گرفته اند ، عرض کنم که :

رضا صادقی نه بسیجیه ... نه جانبازه ... نه روزگاری تصادف کرده .... نه نامزدی داشته که حالا

داره در سوگ از دست دادنش پیرهن مشکی و شعر مشکی بپوشه ... بابا رضا الان ۸ الی ۹ ساله

که داره مشکی میپوشه و خیلی هم راضی و عاشق همین رنگه ..... ضمنا رضا صادقی هم متولد

سال ۱۳۵۸ و با حساب ضعیف من ۲۷ الی ۲۸ سال سن داره ........ بعد شایعه میکنند که رضا

زن و بچشو توی تصادف از دست داده و ..... نمیدونم چی بگم بابا................

یا اینکه میگفتند که رضا صادقی با خانوم .......... هنرپیشه سینما و تلویزیون قصد ازدواج داره

که اولا اگه میخواست اینکارو بکنه به منو و شما چه ربطی داره ! !حالا ما فقط از بُعد شخصیتی و

خوانندگی برای ایشون نظر خواهی و احیانا وبلاگ و نمیدونم سایت و اینا میزنیم .... نمیتونیم که

بریم توی زندگیش و مسایل خصوصیش دخالت کنیم .......... ضمنا اون خانوم هم گفتند که از رنگی

که خیلی متنفره مشکیه .... خوب حالا بازم شایعه بسازید ! ! ! !

و اینکه رضا صادقی ممنوع الفعالیت شده که اینم از همون شایعاتیه که پشت سر این آقاست .

خب ان شاالله با بیرون اومدن البوم جدید و بسیار متفاوت رضا صادقی همه این شایعات در خصوص

ممنوع الفعالیت بودنشون هم به پایان میرسه .

و ضمنا ، این مطالب رو خیلی وقت پیش میخواستم بنویسم که شرایط پیش نیومد و حالا دوست دارم

توی آخرین پست بنویسم .... واون همون مسئله مشکی و مشکی پوشیه

دوستان مشکی پوش و احیانا مشکی نما ( البته با عرض پوزش ) رضا صادقی اومد تا فلسفه

دروغگویی رو کم رنگ کنه و ثابت کنه ، که باباجون میشه دروغ نگفت ، میشه خوب بود ، میشه

یکی رو به خاطر اهداف خودمون له نکرد ، میشه عاشق بود ، میشهبا همه صادق بود ، میشه حتی

به خاطر کسی که دوستش داری از خودتم بگذری ..........

میشه اگه اونی رو که دوستش داری ، البته همون جوری که به زبون میگیم دوستت داریم ،

دوستش داشته باشیم حتی اگه خطایی میکنه و باعث اذیت شما میشه ..... بابا مسئله مشکی

همون عشق پاک و صافیه که الان کسی دنبالش نیست و کمرنگ شده ...... میشه به خاطر

کسی که دوستش داریم از همه چیز گذشت حتی جون خودمون ..... مگه همه آدمها خوبند ؟

اگه اینطوری بود پس چقدر امام و امام زاده داریم ........ رضا میگه که بدی های معشوق هم

قشنگه ...... که واقعا هم قشنگ و دوست داشتنیه

رضا اومد و این اعتقادشو به من و دوستان دیگرم ثابت کرد ..... رضا شخصیتی داره که شاید

خیلی ها اگه اونو و پاکیشو سرمشق خودشون قرار بدن دنیای حداقل ما مشکی پوشا

گلستان میشه ........... به امید اون روز زیبا

مشکی بمونید و حداقل سعی کنید بمونید

کسانی که در راه این پرچم و به قول رضا دولت مشکی تلاش میکنند رو تنها نگذارید

خب منم با اجازه همه دوستان و سروران

مشکی رو تا اطلاع ثانوی میذارم کنار

 ( بگم که این یه مصرع از شعر پیوند خانوم بود و ما هم نقل قول کردیم .... همین)

خب به امید روزهای طلایی برای سربازان مشکی

یا علی ..... عزت زیاد...... مشکی بمونید

کوچیک شما دوستان

 یه مشکی پوش

size="2" color="#FFFFFF">

نوشته شده توسط سپیده مشکی پوش در پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385 و ساعت 22:38
نظر محمد آقا

 

بنام خدا و سلام

نظر یه دوست به نام محمد رو به درخواست خود نازنینش توی وبلاگ میذارم

محمد آقا شما خودتونو کامل معرفی نکردید ... منتظر آشنایی با شما

 

سلام
یه سری مطالب دارم
زیاده
نمی دونم چه طوری توضیح بدم....
بابا تو رو خدا یه خورده به زندگیتون فکر کنید. فرصت ها داره میگذره و از دست میره...
اگه رضا صادقی مریدتونه .. اگه عشقتونه... و اگه های دیگه دلیلی نداره که مال شما باشه.. توی بحث های الکی خودمون رو گول میزنیم و نمی دونیم که کجای کاریم.. داریم چه می کنیم..
بعضی ها از رضا صادقی بت میسازند و بعضی دیگه بی ارزشش می کنند.
رضا صدقی عین من و تو یه آدمه... حرف و کلامش اینی نیست که خیلی ها میگن...
ما در عین بد بودن طالب خوبی ها هستیم.. خوبی هایی که زندگیمون رو زیبا کنه...

آقا و خانم x مشکی بودن یعنی ... همرت رو الکی هدر نکن .. دنبال کار و زندگی باش.. بزرگ باش... فکرای قشنگ کن... به خانواده ت احترام بذار... به معشوقت وفا کن و قدرشون رو بدون.

 

مشکی بودن : یعنی بودن به هر قیمتی... بودن نه به خاطر رضا صادقی.. بودن به خاطر خودمون.. به خاطر دوستامون.
شهر رو شلوغ کردید که چی بشه... برای جلو اومدن دست به هر کاری می زنیم.. بابا به خدا این جلوها خبری نیست..پس آدما رو ارزون نفروشیم...
مگه نمیشه گل رو از دور دید و لذت برد.
اینجا هیچ خبری نیست... جزو یه سری پاچه خواری ... یه سری دروغ .... یه سری آدم فروشی... دعوا ... باند بازی !!! البته عشق های پاک و حرفای پاک هم هستند. ولی کلی گفتم.

خود من هم شاید به عقیده های دیگران جزو این دسته ها باشم... اما خسته شدم.

تو رو خدا با دید باز به این مسایل نگاه کنید. زندگی خود آدم مهم تر از هر چیزیه... آدمی که به فکر خوشبختی خودش نباشه یعنی خودش رو دوست نداره .. کسی هم که خودش رو دوست نداره و به فکر آیندش نیست نمی تونه مشکی پوش باشه و دیگران رو دوست داشته باشه....

توهم مشکی بودن تموم !!!!!
باید از نو زد و ساخت

از صاحب وبلاگ هم خواهش می کنم نظرات من رو توی پستش قرار بده تا تمامی دوستان ببینند... می دونم که این حرف ها هم یه گوش در و یه گوش دروازه... اما هنوز امیدی هست

یا علی

 

دوستانم منتظر آپ آخر من باشید

مشکی برام به آخر رسید اما نه به همین آسونی

با یه عشق توی قلبم به اسم رضا صادقی

و دلی شکسته از بعضی ها ....

یا علی و بدرود

size="2" color="#FFFFFF">

نوشته شده توسط سپیده مشکی پوش در سه شنبه شانزدهم آبان 1385 و ساعت 21:27
دردل یه مشکی پوش

 

درد دل یه مشکی پوش

سلام

مشکی پوش میدونید از کی بوجود اومد ؟ میدونید مشکی چیه ؟ اصلا چرا میگن مشکی رنگ

عشقه ؟ میدونید یا اینکه مثل طوطی حفظش کردید ؟

خب من میگم البته شاید به خیلی ها هم بر بخوره ... ولی حرف حق تلخه دیگه

مشکی رنگ عشقه ... بله این شعری شده که ورد زبون پیر و جوون و بچه ونوجوون شده و

مشکی پوشی از وقتی مُد شد که رضا صادقی شد مشکی پوش جنوب

حالا اینقدر مشکی پوش زیاد شده که دیگه باید به قول کاسب کارا  باید درهم برداری .

ولی از اینهمه مشکی پوش شاید تعداد مشکی پوشای واقعی به تعداد انگشتان دو دست هم نرسد .

. . . . . واقعا که واسه خودمم هم متاسفم که روزی یه مشکی پوش بودم . ولی از این ناراحت

و پشیمون نیستم که عاشق رضای صادقی هستم ، نه اصلا ، خیلی هم خوشحالم و عاشقانه

دوستش دارم ولی اینو بگم که :

من بارها و بارها به دوستانی که به من گفتند چرا اینقدر سنگ رضا صادقی رو به سینه میزنی و

واسش تبلیغات میکنی این جواب رو دادم و میدم :

من رضا رو به خاطر اینکه فقط یه خواننده ست دوست ندارم ، من رضا رو به خاطر پاکیش ، به

خاطر معصومیتش ، به خاطر اون چشمای پاکش ، به خاطر حرفایی که عاشقانه و صادقانه

میزنه ، به خاطر سادگیش و صداقتش ، به خاطر درویش بودنش ، به خاطر اینکه ارادتمند مولا

علی ( ع ) هستش ، دوستش دارم ، یعنی مطمئن باشید روزی که رو در روی رضا بایستم

نمیتونم جلوی گریمو بگیرم و به خاطر این همه پاکی و نجابت دستاشو میبوسم که خدا اینکارو

میکنم ..... دوستان مشکی پوش و مشکی نما مث یه مشکی پوشی باشید که رضا دوست داره

نذارید رضا شکست بخوره ، بذارید برنده باشه و روزی در بالاترین قله های افتخار و شهرت و

محبوبیت قرار بگیره ... ان شاالله ..... التماس دعا

 

منتظر نظراتتون هستم .... همه مشکی پوشا و مشکی دوست ها

بعد از جمع آوری نظرات و جمع بندی اونها

یه مطلب بسیار مهم میذارم توی وبلاگ

با معرفی خودم که این مطلب خیلی چیزا رو روشن میکنه

یهمشکی پوش

size="2" color="#FFFFFF">

نوشته شده توسط سپیده مشکی پوش در سه شنبه نهم آبان 1385 و ساعت 10:0